روایت روغنی‌زنجانی از مخالفت امام(ره) با ازدیاد جمعیت
امام(ره) توصیه کردند رشد جمعیت کنترل شود

محمد طاهری:

نام مسعود روغنی‌زنجانی به دهه 60 و از همه مهم‌تر به سازمان برنامه و بودجه گره خورده است. او هشت سال در دولت میرحسین موسوی
 ، ریاست سازمان برنامه و بودجه را برعهده داشت و پس از آن در دولت هاشمی‌رفسنجانی هم بر این سازمان ریاست کرد. روغنی‌زنجانی که از سال‌های دهه 60 خاطراتی خواندنی دارد، می‌گوید:«آنها که مخالف سازمان بودند، درابتدا به دلیل غربی بودن آن با آن مخالفت می‌کردند و زمانی که برای دریافت منابع با مشکل مواجه می‌شدند با آن مخالفت داشتند اما به هر حال متوجه شدند که مشکل از عملکرد سازمان برنامه نیست بلکه مشکل کمبود منابع است. طبیعی بود سازمان با توجه به منابع محدود و براساس اولویت‌ها به برخی خواسته‌ها بله می‌گوید و برخی خواسته‌ها را رد می‌کند» روغنی‌زنجانی دراین گفت‌وگو به مواردی مثل موضوع ازدیاد جمعیت اشاره می‌کند که گزارش‌های سازمان برنامه در تصمیم‌گیری امام خمینی (ره) در مسایل مهم و اساسی کشور تاثیرگذار بوده است. این گفت‌وگو تابستان سال گذشته به سفارش موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) تهیه و تنظیم شده است.

پیش از اینکه شما به سازمان برنامه و بودجه بپیوندید، به سازمان دو بار شوک وارد شد. یک بار پیش ازانقلاب بود که شاه، قصد داشت سازمان را به دلیل آنچه وابستگی کارشناسان آن به شرق وغرب می‌دانست، اصلاح یا منحل کند و یک‌بار پس ازانقلاب بود که در دوران آقای موسی‌خیر، سازمان چند هفته‌ای به کما رفت. پرسش این است که مخالفان اصلی سازمان برنامه وبودجه چه گروهی بودند؟آیا روحانیت دراین دسته جای می‌گیرند؟
برای پاسخ به این پرسش باید سیر تکامل سازمان برنامه را پیش ازانقلاب بررسی کنیم.شما درست می‌گویید؛ شاه به شدت سازمان را تحت فشار گذاشته بود. تا زمان وقوع انقلاب سازمان برنامه، پنج برنامه تهیه وتدوین کرد. بنابراین با وجود اینکه همه تصمیم‌گیری‌ها منحصر به یک نفر یعنی شاه بود، سازمان برنامه موفق شد برای کشور برنامه بنویسد وبراساس همین برنامه، کشور اداره می‌شد. به نظر من این نقطه‌عطف وجود سازمان بود. این خیلی مهم بود که منابع کشور در قالب اهداف پیش‌بینی شده و مبتنی بر سیاست‌های مشخصی تخصیص یافته و ارزیابی برنامه‌ها و هزینه‌ها را فراهم کرد و داشتن اهداف بلندمدت و فراهم کردن زمینه‌ها و امکانات لازم برای تحقق آن به عنوان ابزار مدیریتی در کشور شکل گرفت.  در دهه 50، همزمان با افزایش درآمدهای نفتی، سران رژیم وقت تصمیم گرفتند در برنامه پنجم تجدیدنظر كنند. اما سازمان برنامه نسبت به این اقدام موضع گرفت و اعلام کرد که اگر حجم بزرگی از پول به اقتصاد كشور تزریق شود، نتیجه آن رشد تورم و ازهم‌گسیختگی در عرصه‌های مختلف جامعه خواهد شد. کارشناسان سازمان در چنین فضایی زنگ خطر بحران‌های سیاسی را به صدا درآوردند. وقتی چنین موضع‌گیری بی‌سابقه‌ای از سوی کارشناسان سازمان اتخاذ شد، شاه کارشناسان سازمان را به داشتن افکار کمونیستی متهم کرد وگفت:یک مشت كمونیست‌ در سازمان برنامه نفوذ كرده‌اند و اجازه نمی‌دهند كشور به توسعه برسد.  اما درتبیین این موضوع باید به این نکته اشاره کنم که مهم‌ترین چالش پیش روی سازمان قبل از انقلاب ناشی از شوک نفتی اوایل دهه 50 بود که سازمان را به موضع‌گیری کارشناسی واداشت. همان‌طور که می‌دانید، درسال‌های آغازین دهه 50 قیمت نفت یک باره افزایش قابل توجهی پیدا کرد، درنتیجه برداشت از درآمدهای نفتی هم افزایش یافت. کارشناسان سازمان با توجه به شناختی که از ظرفیت‌های اقتصاد کشور داشتند، معتقد بودند نباید به صورت یک‌باره، موج درآمدهای نفتی را وارد اقتصاد کرد. زمانی که دولت وقت، مشغول تهیه مقدمات برنامه ششم بود، کارشناسان سازمان مدیریت در همایشی که به همین مناسبت در رامسر برگزار شد، نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند که واکنش شاه البته بسیار غیرمنطقی بود. از مقالات و تحلیل‌هایی که در این مقطع نوشته شد واکنون هم وجود دارد، کارشناسان سازمان برنامه آثار منفی سیاسی و اجتماعی برنامه‌های جاه‌طلبانه شاه را یادآوری کرده ونسبت به آن هشدار داده‌اند اما از آنجا که شاه، آرمان‌های جاه‌طلبانه‌ای داشت و به دنبال گشودن دروازه تمدن بود، تقابلی جدی میان برنامه‌ریزان سازمان برنامه و شاه پیش آمد. اصل اختلاف این بود که شاه درآمد‌های نفتی را فرصت خوبی برای تحقق آرمان‌های سیاسی خود می‌دید و قصد داشت به سرعت منابع نفتی را در راه آرمان سیاسی خود هزینه کند اما زمانی که واکنش کارشناسانه سازمان برنامه را دید، به شدت برسازمان تاخت وکارشناسان آن را متهم به کمونیست و ضد توسعه کشور اعلام کرد. پس از این اظهارات، شوک بزرگی به سازمان وارد شد و مدتی به قول شما به کما رفت تا اینکه مشخص شد کارشناسان سازمان بیراه نگفته‌اند به این دلیل که اصلاحات اقتصادی مورد نظر شاه به سرانجام نرسید و انقلاب اسلامی شکل گرفت.
پس ازانقلاب همچنین اتفاقاتی رخ داد. یعنی به سازمان فشار زیادی وارد شد. بین جنس فشارهای پیش از انقلاب و پس ازآن، چه تفاوتی می‌بینید؟
جنس فشارهایی که پیش ازانقلاب به سازمان وارد آمد، با فشارهای پس ازآن، ممکن است درنیت متفاوت باشد اما هردو یک نقطه اشتراک دارد. ما در اول انقلاب به تمام نظام‌های اداری موجود حمله كردیم بسیاری از ساختارها را درهم شکستیم. نیت خیر بود اما درعمل نتیجه‌ای عاید ما نشد.نکته اصلی این است که سازمان برنامه همواره درمیان سیاسیون و انقلابیون مقبولیت ندارد و درابتدای انقلاب از همین ناحیه به سازمان ضربات سنگینی وارد آمد. عده‌ای سازمان را مصداق سازمان‌های غربی می‌دانستند و قصد داشتند بورس واتاق بازرگانی وسازمان برنامه را به دلیل نقشی که دراقتصاد آزاد دارند،به طور کلی منحل کنند. شما اول ازمن پرسیدید که روحانیت چه نقشی دراین زمینه داشت که به نظر من،مخالفان اصلی سازمان برنامه، روحانیون نبودند. شاید درمیان روحانیت، افرادی بودند که منتقد سازمان برنامه بودند اما
به طور قطع کارکرد آن را قبول داشتند. به طور مثال امام خمینی، سازمان را قبول داشتند و بعدها درجریان پذیرش قطعنامه 598، نامه‌ای که من به عنوان رییس سازمان برنامه به امام نوشتم، درپایان جنگ، تاثیرگذار بود و امام با این استدلال که دستگاه برنامه‌ریزی کشور به عنوان کارشناس اعلام می‌کند که منابع مورد نیاز برای ادامه جنگ به حداقل ممکن رسیده است، جنگ را متوقف کردند. در هر صورت پس از انقلاب هم مسایل‌ زیادی بر سازمان گذشت. ما در اول انقلاب به تمام نظام‌های اداری هجوم آوردیم و بسیاری از ساختارها را دگرگون كردیم و با همین دیدگاه‌، هجوم آوردیم به نهادهای موجود به عنوان مظهر سازمان‌های غربی و معتقد بودیم الگوهایی داریم كه بهتر از غربی‌ها هستند. البته این‌گونه واکنش‌ها طبیعی بود به این دلیل که انقلاب ما اسلامی بود و شعار نه شرقی و نه غربی سر می‌دادیم بنابراین اصلاح مظاهر و نشانه‌های شرقی وغربی در دستور کار قرار داشت. نظام اداری و برنامه‌ریزی هم از این امر مستثنی نبود، چراکه نظام برنامه‌ریزی در راستای تحقق اهداف انقلاب تلقی نمی‌شد.به همین دلیل بود که مدتی پس ازپیروزی انقلاب، سازمان برنامه را برای مدتی کوتاه به حالت تعلیق درآوردند اما آقای رجایی، آقای بانکی را به سازمان برنامه آوردند وازاین زمان بود که سازمان، جانی دوباره گرفت.
نظر امام خمینی دراین مورد چه بود؟ آیا ایشان مخالف سازمان بودند؟
من هیچ وقت اظهار نظر منفی ازایشان درمورد سازمان برنامه نشنیدم. البته دردوره‌های مختلف، گزارش‌های زیادی علیه سازمان برای ایشان ارسال می‌شد اما ازآن جا که هیچ‌گاه این گزارش‌ها منجر به واکنش ایشان نمی‌شد، گمان ما این بود که ایشان با کارکرد سازمان مخالفتی ندارند. البته تاکید بر اسلامی کردن سازمان وجود داشت که این موضوع هم از سوی آقای موسوی به ما تاکید می‌شد.درهمین زمینه به پیشنهاد امام بود که دو روحانی هم در کمیته تدوین برنامه به جمع ما اضافه شدند و ما مسایل‌ را با آنها مطرح می‌کردیم و اطمینان دارم که آقایان کریمی و میانجی که به درک خوبی نسبت به مسایل‌ رسیده بودند، مطالب را برای امام بازگو می‌کردند و به همین دلیل بود که امام هیچگاه با کار سازمان مخالفت نکردند.
پس فشارهایی که به سازمان وارد آمد ازچه سمت وسویی بود؟
شرایط انقلابی آن روزها شاید ایجاب می‌کرد که نگاه مثبتی به سازمان‌هایی نظیر بورس و سازمان برنامه وجود نداشته باشد. انتظار مسئولان انقلابی در وزارتخانه‌های مختلف این بود که منابع پولی به نحوی باید در اختیار رییس دولت باشد که اگر وزیری صبح آمد و درخواست منابع مالی داشت، سازمان فورا دراختیارش بگذارد. می‌دانید که چنین کاری ازدست سازمان برنامه برنمی‌آید بنابراین سازمان را برای مدتی به حالت تعلیق درآوردند ومن اطمینان دارم که امام،مخالف این رویه بودند به همین دلیل بود که پس ازمدت کوتاهی سازمان دوباره جان گرفت وقد علم کرد. البته این مسایل‌ پیش ازدولت آقای موسوی رخ داد ومن به دلیل اینکه سال‌ها درکنار آقای موسوی کار کرده‌ام می‌دانم که آقای موسوی در نشست‌های منظمی که با امام داشتند، گزارش کار سازمان را به ایشان ارایه می‌کنند. بنابراین پس ازمدتی که گذشت،متوجه شدم که گزارش‌های سازمان برای امام اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.
دراین زمینه بهترین مصداق، نظرات امام در مورد رشد جمعیت بود که با وجود دیدگاه بعضی دوستان، امام توصیه کردند که رشد جمعیت باید کنترل شود به این دلیل که منابع محدود است وکشور دچار مشکل خواهد شد یا درمورد پایان جنگ وشروع عملیات‌های جدید جنگی که هرزمان، بحثی دراین زمینه صورت می‌گرفت، امام می‌پرسیدند نظرسازمان برنامه دراین زمینه چیست؟آیا منابع مالی اش موجود است وپرسش‌هایی از این قبیل که همیشه مطرح می‌شد وخیلی وقت‌ها ایشان با آقای موسوی این بحث‌ها را مطرح می‌کردند. اما به نظر من نباید از کنار موضع گیری امام درمورد مسایل جمعیتی به آسانی بگذریم که اگر اظهارنظر ایشان وتاکیدی که بر توقف رشد جمعیت نداشتند، مشخص نبود درحال حاضر چه وضعیتی داشتیم.این را به این دلیل می‌گویم که ممکن است خیلی‌ها یادشان رفته باشد که چه تاکیدات بیجایی بر لزوم رشد جمعیت وافزودن بر جمع مسلمین می‌شد وامام با
موضع گیری بسیار خوبی که داشتند، بزرگ ترین نگرانی سازمان برنامه را برطرف کردند.من به خاطر دارم که امام هم نسبت به مسایل‌ فقهی این موضوع که شامل مسایل‌ مهمی در مورد راه‌های کنترل جمعیت می‌شد وهم درمورد مسایل‌ کمبود منابع مالی برای اداره یک کشور پرجمعیت، دغدغه داشتند وسرانجام با پا درمیانی به موقعی که داشتند، کشور را از یک مشکل بزرگ که درآینده گریبان ما را می‌گرفت، نجات دادند یا درمورد ادامه جنگ که موضع گیری سازمان درپایان آن نقش عمده‌ای داشت،نظرات امام مبتنی بر گزارش‌های کارشناسی سازمان برنامه بود. من این کار را یکی از مهم ترین اقدامات سازمان برنامه ویکی از مهم‌ترین تصمیم‌های امام می‌دانم که با تکیه بر گزارش‌های کارشناسی اتخاذ شد. تحلیل‌ها و گزارش‌هایی که در سال‌های پایانی عمر دولت آقای موسوی به امام داده شد مبنی بر اینکه استراتژی ادامه جنگ با منابع ملی سازگار نیست، باعث پذیرش قطعنامه 598 شد.همه این‌ها نشان می‌دهد که امام خمینی نه تنها به برنامه ریزی وسازمان برنامه اعتقاد داشتند که کارشناسان سازمان وگزارش‌های آنها را هم همسو با منافع ملی قلمداد می‌کردند.
نسخه چاپی نسخه چاپی       ارسال به دوست ارسال به دوست

کدخبر:4061تاریخ انتشار:۱۳۸۹ بيست و نهم فروردينتعداد نمایش: 25774کلیدها:

نظرات


تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نظر شما

نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما: