سهم «پژوهش» در مهار بیابان‌زایی در ایران

پول

نكته‌ای كه نباید از خاطر برد، آن است كه فراخنای گسترده بیابان و اهمیت مهار فرآیندهای ناپایداركننده سرزمین می‌طلبد تا بخش پژوهش چه از نظر تأمین نیروی انسانی متخصص و كارآمد و چه از نظر اعتبارات بیش از پیش مورد عنایت و توجه جدی‌تر مسئولان ارشد كشور قرار بگیرد. پژوهش را به حق «دیدن آن چیزی می‌دانند كه دیگران نمی‌توانند ببینند و اندیشیدن به كیفیتی كه اغلب مردم از مجال لازم برای درك آن محرومند.» پژوهش به ما می‌گوید كه در افق‌های دور چگونه باید زیست تا از كمینه محرومیت و بیشینه رفاه برخوردار باشیم. پژوهش یادمان می‌اندازد كه چگونه می‌توان با كم‌ترین مصرف كارمایه، بیشترین بهره‌مندی و تولید را به ارمغان آورد و سرانجام آن كه به مدد بهره‌گیری از توانمندی‌های پژوهشی است كه یك ملّت می‌تواند به خود ببالد كه بیش از سهم جمعیتی‌اش در دنیا، در تولید نرم‌افزار و دانش جهانی مؤثر بوده است.

بر این بنیاد می‌توان ادعا كرد كه شرط بقا و ماندگاری هر تمدّنی در جهان امروز بستگی تام به میزان پژوهش‌محوری و دانش‌بنیادی برنامه‌های راهبردی و ملاحظات كلیدی‌ كوتاه، میان و درازمدت دولتی دارد كه متوّلی هدایت و راهبری آن تمدّن است. با درك دریافت‌های پیش گفته است كه نگارنده به همراه دیگر پژوهش‌گران بخش تحقیقات بیابان مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع كشور در طول 4 دهه گذشته كوشیده‌اند تا ضمن تبیین و معرفی ارزش‌های ناهمتای بیابان‌های كشور، عملی‌ترین راهكارهای مواجهه با بیابان‌زایی را نیز كاویده و به كاربندند. البته باید اعتراف کرد که در ایران نیز چون اغلب کشورهای جهان، اندیشه پژوهش در عرصه بیابان – دست‌کم در نخستین سال‌ها و آغازین گام‌ها‌– به هدف مهار بیابان‌زایی شکل گرفت؛ آن‌هم صرفاً در مفهوم محدود و تنگ پیش‌گیری از حرکت ماسه‌های روان و گسترش چشم‌اندازهای مشهور بیابان‌های طبیعی. امّا همزمان با افزایش غنای علمی و وزین‌تر شدن ذخایر دانایی نخبگان علوم مرتبط با بیابان‌زایی، آشکار شد مبارزه با این فرآیند مرگ‌آفرین و پس‌رونده را از هر جا که آغاز کنیم سزاوارتر است تا از دل کویرهای سوزان و لم‌یزرع مرکزی کشور؛ فراخنایی که میلیون‌ها سال است جز اقلیمی فراخشک، مجالی برای درک آب و هوایی دیگر نداشته‌اند. در این میان، مسیری که بخش پژوهش پیموده و آموزه‌هایی که به مدد بهره‌گیری از ستاده‌های کاربردی یا بنیادی خویش بدست آورده، می‌تواند برای خوانندگان این سطور مفید و در مواردی حتا عبرت‌آموز باشد؛ دریافتی که آفرینش 6 راهبرد محوری بخش تحقیقات بیابان را فراهم آورده است. با این وجود نباید از خاطر برد که کماکان پژوهش در محدوده‌های موسوم به بیابان واقعی از جایگاه و اعتبار ویژه خویش برخوردار بوده، امّا نه به انگیزه کاستن از سرعت پیش‌روی بیابان که به دلیل کشف و آشنایی با ویژگی‌های منحصر به فرد زیست‌بوم‌های بیابانی، استحصال كارمایه‌های نو، تقویت بوم‌گردی و راه‌های پایداری از ارزش‌های بوم‌شناختی و تنوّع زیستی آنها در کشور.

از منظری فراخ‌تر، باید اعتراف کرد: هر دریچه‌ای كه «علم» به پاس سخت‌كوشی، هم‌اندیشی و پایمردی نوع بشر، به رویش می‌‌گشاید، فراخنای بی‌انتهایی است كه هیچ چیز، جز حقیقت وجودی و غیرقابل انكار آن دریچه، قطعی نمی‌کند. درست است كه بزرگی دانش پیشینیان، در برابر وسعت دانسته‌های امروز ما، ناچیز به نظر می‌رسد، و درست است كه شمار دانشمندانی كه هم‌اكنون بر بوم‌سپهر می‌زیند، بیشتر از 9 دهم تعداد اندیشمندانی است كه جهان در طول تاریخ به خود دیده است، لیكن نباید از یاد برد كه متناسب با افزایش دانستگی، بر حجم مجهولات بشری نیز افزوده شده است. بدیهی است، دانایی ما در حوزه محیط‌زیست، به ویژه زیست‌بوم‌های بیابانی و فرآیندهای کاهنده کارایی سرزمین نیز، از چنین اصلی تبعیت می‌كند. به سخنی دیگر، اگر امروز در مواجهه با جریان ویرانگر بیابان‌زایی، بیشتر از گذشته می‌دانیم، این بدان معناست: بیش از آن كه بدانیم چه چیزهایی را می‌دانیم، می‌دانیم كه چه چیزهایی را نمی‌دانیم. همین دانستگی را هم باید مرهون هم‌كوشی و هم‌افزایی اندیشه‌مردان و زنانی بدانیم كه شاید به قول «كربس»، نمی‌توانستند در زمانه خویش به چاره‌جویی چالش‌های امروزین تمدن هزاره سوم بیندیشند. نوع انسان، یك بیست و پنجم بیابان‌ها قدمت دارد و بیابان‌ها خود، یك دهم كره زمین؛ با این وجود، این نوزاد نورس زمینی هر روز بیشتر از روز پیش در می‌یابد که بازخورد نابخردی‌ها و آزمندی‌هایش تا چه اندازه توانسته است بر ناپایداری تنها جایگاه حیات بیفزاید. در چنین شرایطی، به نظر نمی‌رسد كه بتوان با قطعیت در مورد آنچه كه باید كرد، سخن گفت و نه مجاز باشیم در مورد همه كرده‌ها، با صراحت به قضاوت بنشینیم؛ تنها می‌توان امیدوار بود در راه درستی كه پژوهش پیش پایمان نهاده است ثابت‌قدم بوده و هیچ‌گاه اسیر یا مرعوب درست‌راه‌رفتن، به بهای راه درست رفتن، نشویم. بی‌گمان، یکی از کاربردی‌ترین دستاوردهای بخش پژوهش که هم‌اینک توسط بخش اجرا پی‌گرفته شده و می‌شود، تلاشی بود که متجاوز از دو دهه پیش آغاز گشت؛ تلاشی موسوم به آبخوان‌داری که بازخوردهای مثبت آن را، می‌توان در جای جای زیست‌بوم‌های بیابانی کشور – به ویژه در گربایگان فسا ‌ لمس کرد. آبخوان‌داری، شگرد مناسب، بومی‌شده و كم‌هزینه‌ای است كه می‌تواند نقمت سیل‌های خروشان این مملكت را، دست‌كم در 14 میلیون هكتار از اراضی آن، به نعمت تبدیل كند ؛ شگردی كه مصداق بارزی از فرآیند كشف و بومی‌كردن توانایی به منظور استفاده از ظرفیتهای تاریخی (یعنی ابزاری برای تحقق توسعه واقعی) تلقی شده و مقبولیت علمی و اجرایی آن نیز، از سوی سازمان خواربار كشاورزی ملل متحد (فائو)، به عنوان راهی برای نجات 800 میلیون انسان گرسنه جهان از سوء تغذیه مورد تأیید قرار گرفته است؛ شگردی كه می‌تواند با جذب تنها 700 میلیارد تومان اعتبار، بحران خسارت‌های ناشی از سیل و خشكسالی در كشور را با مهار 4 میلیارد متر مكعب هرزآب، به كمینه برساند. بازخورد دیگر، كمك به ایجاد تحولی است كه در نگرش تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران اجرایی مملكت در حوزه منابع‌طبیعی به‌وجود آمده است؛ چه، امروز دیگر كسی از وجود 35 میلیون هكتار ناهمواری‌های ماسه‌ای و چالاب‌های كویری به عنوان مهمترین عامل و نشانه بیابان‌زایی در كشور یاد نمی‌كند و آن را تهدیدی بالقوه كه می‌بایست به هر ترتیب ریشه‌كن شود، نمی‌داند. در ایران دهه هشتاد، قلمرو فعالیت‌های مهار بیابان‌زایی به 50 میلیون هكتار اراضی بیابانی یا حتی 148 میلیون هكتار (7/89 درصد از مساحت كشور) از سرزمین‌های خشك نیز محدود نمی‌شود. چرا كه اینک مشخص شده است محدوده عمل فرآیند بیابان‌زایی، در هر زیست‌بومی كه استعداد سكونتگاهی دارد، با هر فاصله‌ای از دریا، هر ارتفاعی از سطح آب‌های آزاد، هر عرض جغرافیایی و هر میزان بارش سالانه، مجال بروز دارد. همچنین حاصل بخشی دیگری از پژوهش‌های بیابان، توانست برای نخستین بار قلمرو بیابان‌های كشور را از منظر دانش‌هایی چون آب‌‌شناسی، زمین‌شناسی، اقلیم، پیكرشناسی زمین (ژئومرفولوژی) و گیاه‌شناسی مشخص كرده و نشان دهد كه چیزی در حدود 28 میلیون هكتار از وسعت ایران‌زمین را باید بیابان مطلق نامید.

تهیه برنامه كلان 20 ساله برای بخش بیابان در هر دو حوزه اجرا و تحقیقات با محوریت كاهش وابستگی معیشتی به سرزمین و توجه درخورتر به كاربست انرژی‌های نو و رونق گردشگری طبیعی، از دیگر اقدامات بنیادی بخش تحقیقات بیابان بوده است.

دست آخر آن كه هم‌اكنون نیز با كاربست آموزه‌های مندرج در متن كنوانسیون برنامه اقدام ملی مقابله با بیابان‌زایی و روش‌های مورد تأیید سازمان‌های بین‌المللی نظیر خوار و بار جهانی (FAO) و برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) مطالعات و تحقیقات مربوط به نهایی شدن معیارها و شاخص‌های لازم برای ارزیابی بیابان‌زایی و آگاهی از حساسیت مناطق كشور به فرآیندهای مخرب سرزمین در حال انجام بود و مراحل انتهایی خود را در سطح 10 میلیون هكتار از آبخیز مركزی ایران – دریاچه نمك – می‌گذراند.

مؤخره:

 

نسخه چاپی نسخه چاپی       ارسال به دوست ارسال به دوست

کدخبر:857تاریخ انتشار:۱۳۸۸ ششم بهمنتعداد نمایش: 693کلیدها:

نظرات


تا کنون نظری برای این خبر ارسال نشده است

نظر شما

نام:  
پست الکترونیکی:  
نظر شما: